دلی که شکست دلی که شکست دیگه شکسته اشکی که چکید دیگه چکیده من میگم خدا من میگم خدا دل شکسته رو درمون نمیشه کرد اشک چکیده رو پنهون نمیشه کرد حرف من این حرف من این
مرغی که پرید دیگه پریده تنی که لرزید دیگه لرزیده دلی که شکست دیگه شکسته اشکی که چکید دیگه چکیده وای من میگم خدا دل شکسته رو درمون نمیشه کرد نه نمیشه اشک چکیده رو پنهون نمیشه کرد نه نمیشه حرف من این غمم همینه ای خدا ای خدا ای خدا غم چه سنگین
از دلم میگی نگو نگو نگو دلم شکسته از دست هام نگو ببین ببین ببین هر دو تاش بسته از دلم میگی نگو نگو نگو دلم شکسته از دست هام نگو ببین ببین ببین هر دو تاش بسته با دست بسته دل شکسته تنهای تنها غمگین غمگین من میگم خدا دل شکسته رو درمون نمیشه کرد نه نمیشه اشک چکیده رو پنهون نمیشه کرد نه نمیشه مرغی که پرید دیگه پریده تنی که لرزید دیگه لرزیده دلی که شکست دیگه شکسته اشکی که چکید دیگه چکیده وای من میگم خدا دل شکسته رو درمون نمیشه کرد نه نمیشه اشک چکیده رو پنهون نمیشه کرد نه نمیشه حرف من اینه غمم همین ای خدا ای خدا ای خدا غم چه سنگین ای خدا ای خدا ای خدا غم چه سنگین ای خدا ای خدا ای خدا غم چه سنگین
ای آشنای خوبم تا زوده برگرد دیوونه ی تو رو دوری دیوونه تر کرد من ماندم و تو رفتی از راه جدایی ترسم پشیمان باشی و اما نیایی ترسم پشیمان باشی و اما نیایی
من ماندم اینجا پیش این دلبستگی ها تو رفتی اما با تمام خستگی ها پژمرده ام اینجا من از درد تنهایی بر لب رسد جانم تا آن که باز آیی ای رفته از این قطب تا قطب رسیدن ای بهترین پرواز ای حد پریدن تنها تو درمانی بر درد دل من
ای آشنای خوبم تا زوده برگرد دیوونه ی تو رو دوری دیوونه تر کرد من ماندم و تو رفتی از راه جدایی ترسم پشیمان باشی و اما نیایی ترسم پشیمان باشی و اما نیایی ترسم پشیمان باشی و اما نیایی ترسم پشیمان باشی و اما نیایی
هنوز این دیوار سنگی سایه بون واسه من سقف کوتاه اتاقم آسمون واسه من هنوز اون پرده همون رنگ همون رنگ کبود با همون شکل قدیمی با همون نقشی که بود اما ما اونی که بودیم دیگه نیستیم واسه هم تو خودت این و میدونی چی بگم من چی بگم
گله ها خیلی زیادن قدر دیوار های شهر گله ها خیلی زیادن قدر دیوار های شهر چی بگم گفتنی ها همیشه تلخ ان مثل زهر
گله ها خیلی زیادن قدر دیوار های شهر چی بگم گفتنی ها همیشه تلخ ان مثل زهر هنوز آیینه رو طاقچه است هنوز عکس ها رو دیوار هنوزم پنجره بسته است با من کاری نداره اما ما اونی که بودیم دیگه نیستیم واسه هم تو خودت این و میدونی چی بگم من چی بگم اما ما اونی که بودیم دیگه نیستیم واسه هم تو خودت این میدونی چی بگم من چی بگم
مپرس از شبه من زه سوز تب من برو برو بیوفایی بی وفایی برو برو بی وفایی بی وفایی بی وفایی مپرس از شب من ز سوز تب من برو برو بی وفایی بی وفایی برو برو بی وفایی بی وفایی بی وفایی
به مرگم گرفتی که با تب بسازم به این اشکه لرزان به این شب بسازم به مرگم گرفتی که با تب بسازم به این اشک لرزان به این شب بسازم برو برو بی وفائی بی وفایی برو برو بی وفایی بی وفایی بی وفایی
برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من برو تا نگیرد دله هرزه ی تو بهانه من برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من برو تا نگیرد دل هرزه ی تو بهانه ی من برو برو بی وفایی بی وفایی برو برو بی وفایی بیوفایی بی وفایی گله لاله سر زد دگر از دل من بجایت نشسته به گور دل من برو برو بی وفایی برو برو بی وفایی برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من برو تا نگیرد دل هرزه ی تو بهانه ی من برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من برو تا نگیرد دل هرزه ی تو بهانه ی من برو برو بی وفایی بی وفایی برو برو بی وفایی بی وفایی بی وفایی گل لاله سر زد دگر از دل من به جایت نشسته به گور دل من برو برو بی وفایی برو برو بی وفایی
بذار بگن ديوونتم آره ديوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونتم من بذار بگن ديوونتم آره ديوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونتم من رشته ي اميد و گسستن از تو عاشقي و مهر و محبت از من قهر و جدایی با دل من از تو اين همه طاقت از من اين همه طاقت از من بذار بگن ديوونتم آره ديوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من
قسم به اون کسي که مي پرستي با مهربوني دست و پامو بستي روي زمين خداي من تو هستي کاشکي ميشد وقتي که قهري با من خنده بشم روي لبات بشينم رو برمگردون که گل اميدو تو چشم تو ببينم تو چشم تو ببينم بذار بگن ديوونتم آره ديوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونتم من
قسم به اون کسي که مي پرستي با مهربوني دست و پامو بستي روي زمين خداي من تو هستي کاشکي ميشد وقتي که قهري با من خنده بشم روي لبات بشينم رو برمگردون که گل اميدو تو چشم تو ببينم تو چشم تو ببينم بذار بگن ديوونتم آره ديوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونتم من بذار بگن ديوونتم آره ديوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونتم من
میگفتی بجز تو هوای دیگری در سر ندارم میگفتم عزیزم نمیدونم چرا باور ندارم تو میگفتی و بر لبهای من بود هزار اما و آیا پریشان بودم و چشم دل من پر از ناباوریها آه ای خدا شاید گلم با غم سرشتی که در فصل بهارون اسیرم تو زمستون در دفتر دیوونگی نامم نوشتی که از یادم نمیره هنوزم یادش آسون دوباره دشت و صحرا شده پر از شقایق کجایی بی محبت؟ مگه نبودی عاشق؟ دلم تنگه برای تو کجایی؟ بهار اومد تو هم یادت بیاد اون آشنایی آه ای خدا شاید گلم با غم سرشتی که در فصل بهارون اسیرم تو زمستون در دفتر دیوونگی نامم نوشتی که از یادم نمیره هنوزم یادش آسون میگفتی بجز تو هوای دیگری در سر ندارم میگفتم عزیزم نمیدونم چرا باور ندارم
وقتی که تو رفتی خورشید نمرده دریا و بیابان خدا دست نخورده وقتی که تو رفتی قلبی نشکسته اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده وقتی که تو رفتی وقتی که تو رفتی انگار که هرگز ترا دیده ندیده انگار که تشنه به دریا نرسیده انگارکه شمعی در جمع نبوده پروانه پرش را به آتش نکشیده وقتی که تو رفتی وقتی که تو رفتی انگار که عشقی به دل نطفه نبسته انگار که مستی و سبوئی نشکسته انگار که عمری بر باد نرفته بیمار به امید طبیبی ننشسته وقتی که تو رفتی چشم من خسته بی خواب نمونده بی خواب نمونده وقتی که تو رفتی در سینه دل من بی تاب نمونده بی تاب نمونده وقتی که تو رفتی خورشید نمرده دریا و بیابان خدا دست نخورده وقتی که تو رفتی قلبی نشکسته اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده دریا و بیابان خدا دست نخورده اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده
اگه بدونم به رقیبم دل خود باختی وای وای بین منو قلب خودت فاصله انداختی وای وای اگه بدونم که دوومی نداره خواستنت با این همه ساده دلی باز منو نشناختی وای وای وای خونه ی دل را با صفا ساختن سهم تو سینه سپر کردن و جون باختن سهم من سهم من سهم من توشه ی مهربونی اندوختن سهم تو به پای تو نشستن و سوختن سهم من سهم من سهم من به حرمت لحظه ی میعادمون کلام عشقو واسه من تازه کن داد بزن عاشقم آی عاشقم از عاشقیت شهرو پر آوازه کن خونه ی دل را با صفا ساختن سهم تو سینه سپر کردن و جون باختن سهم من سهم من سهم من توشه ی مهربونی اندوختن سهم تو به پای تو نشستن و سوختن سهم من سهم من سهم من اگه بدونم به رقیبم دل خود باختی وای وای بین منو قلب خودت فاصله انداختی وای وای اگه بدونم که دوومی نداره خواستنت با این همه ساده دلی باز منو نشناختی وای وای وای
امروز آفتاب از کدوم ور در اومد که تو غایب دوباره پیدا شدی؟ دو باره زمزمه افتاد تو همه یه بهونه واسه حرفا شدی یه بهونه واسه حرفا شدی تو سوار مرکب عشق اومدی تکیه بر این خونه ویرون زدی تا قیامت منت تو بر سرم امشب از شبهای پیش عاشقترم امشب از شبهای پیش عاشقترم بمون بمون که تو از همه عاشقا سری من عاشقم اما تو از همه عاشقتری بمون که عاشقونه بمیرم کنار تو مثل زمستون بشم فدای بهار تو مثل زمستون بشم فدای بهار تو خونه تنهاییمو رنگی بزن سازو بردار امشب آهنگی بزن من برای با تو بودن زنده ام از همه دنیا دیگه دل کنده ام از همه دنیا دیگه دل کنده ام تو سوار مرکب عشق اومدی تکیه بر این خونه ویرون زدی تا قیامت منت تو بر سرم امشب از شبهای پیش عاشقترم امشب از شبهای پیش عاشقترم بمون بمون که تو از همه عاشقا سری من عاشقم اما تو از همه عاشقتری بمون که عاشقونه بمیرم کنار تو مثل زمستون بشم فدای بهار تو بمون بمون که تو از همه عاشقا سری من عاشقم اما تو از همه عاشقتری بمون بمون که تو از همه عاشقا سری من عاشقم اما تو از همه عاشقتری…