شیرین سوزه دانه ی هناری دیده جواناکی نیو کوده واری پیم بله له سرچی بو لیم بیزاری پیم بله له سرچی بو لیم بیزاری شیرین سوزهشیرین سوزه شیرین سوزهشیرین سوزه شیرین سوزه دانه ی هناری دیده جواناکی نیو کوده واری پیم بله له سرچی بو لیم بیزاری پیم بله له سرچی بو لیم بیزاری شیرین سوزه شیل بیبره وا وه ک به فری چویستان زردی خوت پیوا شیرین سوزه شیل بیبره وا وه ک به فری چویستان زردی خوت پیوا شیرین سوزه شیرین سوزه شیرین سوزه شیرین سوزه شیرین سوزه دانه ی هناری دیده جواناکی نیو کورده واری پیم بله له سرچی بو لیم بیزاری پیم بله له سرچی بو لیم بیزاری
بعد تو حتی بهار نمیاد دلم گلهاشو دیگه نمیخواد بعد تو حتی بهار نمیاد دلم گلهاشو دیگه نمیخواد بعد تو حتی بهار نمیاد دلم گلهاشو دیگه نمیخواد میخوام تموم شم بعد تو شیرین بشم یه فرهاد که رفته از یاد شیرین سوزه دانه ی هناری تو مثل یاس و عطر بهاری میشه تموم شد از نو شروع کرد
خدایا بار الها سینه ای آگه ما را ده رفیقی هم زبانی هم دلی هم ره ما را ده محبت رفته از دلها نمیدانم میدانی رفاقت گم شده در ما نمیدانم میدانی خداوندا در این ظلمت دل ما را به نور حق روشن کن از این کینه از این نفرت از این سودا تو به انسانها ایمن کن خدایا ایزد یکتا ز عرش کبریا بنگر به کام کس نمیگردد
دگر این چرخ بازیگر نه جان نه جانانی نه عشق و ایمان که نور حق در دل افروزد نه کفر انسان را امید پایانی جهان در این آتش میسوزد آه ای بارگان کبریا خداوندا در این ظلمت دل ما را به نور حق روشن کن از این کینه از این نفرت از این سودا تو به انسانها ایمن کن
سفر به این قشنگی من و تو همسفراشیم ما مسافرای عشقیم میمیریم از هم جداشیم چه بهارای قشنگی که اومد تو خونه ما چه هوایی تازه میکرد دلای دیوونه ما همسفر خسته نباشی
خدا عزتت بده پاسخی به این همه مهر و محبتت بده همسفر خسته نباشی خدا عزتت بده پاسخی به این همه مهر و محبتت بده
گفتی آرزوی قلبت رو بگو آرزوی تو رو داشتم آرزو تو بودی عشق بزرگ رویاهام پی تو دنیا رو کردم جستو جو اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود
همسفر خسته نباشی خدا عزتت بده پاسخی به این همه مهر و محبتت بده همسفر خسته نباشی خدا عزتت بده پاسخی به این همه مهر و محبتت بده
من گذشتم از دیارم واسه تو از همه دارو ندارم واسه تو به جز این صدا و یک عشق بزرگ دیگه من هیچی ندارم واسه تو
اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود
همسفر خسته نباشی خدا عزتت بده پاسخی به این همه مهر و محبتت بده همسفر خسته نباشی خدا عزتت بده پاسخی به این همه مهر و محبتت بده
گفتم برای بسترت،حریر ماه و میخرم برای ناز بالشت،پر خیال و میبرم گفتم که چشم عاشق،نرگس باغت میکنم قالی قرمز دل و،فرش اتاقت میکنم دروغ هرچی گفتمت،جز اینکه گفتم عاشقم من عاشقم،باز عاشقم،گفتم به چشمه غنات میگم گلات و آب بده،خدا رو بی خواب میکنم تا به دعات جواب بده،دروغ هرچی گفتمت جز اینکه گفتم عاشقم،من عاشقم،باز عاشقم
گفتم اگه دلت بخواد،کوه و میدم به دست و پات دیروز و امروز میکنم،رفته رو میگم که بیاد گفتم سر بزرگون و،به پیش تو خم میکنم تو دنیا هرچی عیون،به خدمدت جمع میکنم گفتم توی باغچه تو،بجای گل دل میکارم خودم میرم بارون میشم،به روی گلهات میبارم
دروغ هرچی گفتمت،جز اینکه گفتم عاشقم من عاشقم،باز عاشقم گفتم که نقاش میشم و،عشق تو با شور میکشم رو کاغذ نازک دل،ناز تو صد جور میکشم گفتم هوای شهرت و،پر از گل یاس میکنم سنگ ریزه های راهتو،دونه الماس میکنم گفتم توی باغچه تو،بجای گل دل میکارم خودم میرم بارون میشم،به روی گلهات میبارم دروغ هرچی گفتمت،جز اینکه گفتم عاشقم من عاشقم،باز عاشقم
لای لای لای لای لای لای لای لای لای لای منی که بار غم رو تا پای جون کشیدم تو رو پیدا کردم،به آرزوم رسیدم وقتی که در نگاهت،طلوع عشق و دیدم دیدم شراب نابی،سبو سبو چشیدم
ای گل رویایی از مظهر زیبایی تو عروس شهر افسانهایی عاشقت میمونم قدر تو رو میدونم نیاد اون روزی که بی تو بمونم
توی مروارید اشکات،خودم و چه ساده دیدم گل عشق و از نگاهت،مثل یک ستاره چیدم اومدی از پشت ابرا،از تو قصه و کتابم با همون نگاه اول،واسه دردام چاره دیدم عشق به رنگ دریاست،به رنگ آسمون به رنگ چار فصل خدا میمونه،عشق بهار زیباست بهار بی خزونه،هدیه ای از خدای عاشقونه لای لای لای لای لای لای لای لای لای لای منی که بار غم رو تا پای جون کشیدم تو رو پیدا کردم به آرزوم رسیدم وقتی که در نگاهت طلوع عشق و دیدم دیدم شراب نابی سبو سبو چشیدم
آره پیروز شدم،قلب غم وُ شکستم قصر عشق وُ فتح کردم تو دلش نشستم،به فلک چیزی نگفتم نکنه چشم بزنه،عهد و پیمونی رو که با سادگی های تو بستم،آره پیروز شدم قلب غم وُ شکستم،قصر عشق وُ فتح کردم تو دلش نشستم،به فلک چیزی نگفتم نکنه چشم بزنه،عهد و پیمونی رو که با سادگی های تو بستم،نه گلایه نه شکایت نه یک بغض بی نهایت،یک شروعی تازه دارم یک ترانه یک حکایت،صاف و ساده پاک و معصوم عشق و تو چشات میدیدم،واسه به تو رسیدن دیگه هیچ غمی ندیدم
آره پیروز شدم،قلب غم وُ شکستم قصر عشق وُ فتح کردم تو دلش نشستم،به فلک چیزی نگفتم نکنه چشم بزنه،عهد و پیمونی رو که با سادگی های تو بستم،میخوام حالا پرش کنم سفر به شهر عشق کنم،فرمانده باشم تو خوشی زندگیمو بهشت کنم،آره فرداها قشنگه دل واسه فردا خیلی تنگه،دل دیگه قهرمان شد با غصه ها بجنگه،آره پیروز شدم قلب غم وُ شکستم،قصر عشق وُ فتح کردم تو دلش نشستم،به فلک چیزی نگفتم نکنه چشم بزنه،عهد و پیمونی رو که با سادگی های تو بستم
تو قبله گاه منی،آخه پناه منی حالا عاشقم،آره عاشقم تو رفیق راه منی،نکنم دگر بکسی نظر،که تو تکیه گاه منی دوست دارمهای تو،امید موندن میده به این صدای خسته،جرات خوندن میده وای که چقدر،دوست دارم به قدر دنیا می خوامت اندازه ستارهای آسمون میخوامت وای که چقدر،دوست دارم به قدر دنیا می خوامت اندازه ستارهای آسمون میخوامت آخه عاشقم،آره عاشقم تو رفیق راه منی،نکنم دگر بکسی نظر،که تو تکیه گاه منی