توی قابِ خیسِ این پنجره ها؛ عکسی از جمعهی غمگین می بینم چه سیاهه به تنش؛ رختِ عزا توو چشاش؛ ابرای سنگین می بینم داره از ابرِ سیاه؛ خون می چکه جمعه ها؛ خون جای بارون می چکه
نفسم در نمیاد… جمعه ها سر نمیاد کاش می بستم، چشاموُ… این ازم بر نمیاد داره از ابرِ سیاه؛ خون می چکه… جمعه ها؛ خون جای بارون می چکه عمرِ جمعه؛ به هزار سال میرسه جمعه ها؛ غم دیگه بیداد می کنه آدم از دستِ خودش خسته میشه؛ با لبای بسته، فریاد می کنه
داره از ابرِ سیاه؛ خون می چکه… جمعه ها؛ خون جای بارون می چکه جمعه وقتِ رفتنه… موسمِ دل کندنه خنجر از پشت میزنه؛ اون که همراهِ منه داره از ابرِ سیاه؛ خون می چکه… جمعه ها؛ خون جای بارون می چکه
کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد و با یاد کوه های پر برف قفقاز خود را سرگرم کند یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفره های رنگارنگ کُنٌد کند یا برهنه در برف دی ماه فرو غلتد و به آفتاب تموز بی اندیشد نه هیچکس,هیچکس چنین خطری را به چنان خاطره ای تاب نیاورد از آنکه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آن ها می افزاید نه هرگز,هرگز هیچکس چنین خطری را به چنان خاطره ای تاب نیاورد از آنکه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آنها می افزاید صد چندان بر زشتی آنها می افزاید
شنبه روز بدی بود، روز بیحوصلهگی، وقت خوبی که میشد غزلی تازه بگی؛ ظهر یکشنبهی من، جدول نیمهتموم، همه خونههاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛ صفحهی کهنهی یادداشتای من گف دوشنبه روز میلاد من ئه، اما شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابره که بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه! غروب سهشنبه خاکستری بود، همه انگار نوک کوه رفته بودهن به خودم هی زدم از اینجا برو! اما موش خورده شناسنامهی من! عصر چارشنبهی من! عصر خوشبختی ما! فصل گندیدن من! فصل جونسختی ما! روز پنجشنبه اومد مث سقائک پیر، رو نوکاش یه چیکه آب گف به من بگیر، بگیر! جمعه حرف تازهئی برام نداشت، هر چی بود، پیشتر از اینها گفتهبود!
امروز در این بخش از سایت بزرگ نور آهنگ برای شما عزیزان و همراهان عزیز بهترین آهنگ های فرهاد را قرار داده ایم. فرهاد مهراد خواننده، آهنگساز و نوازنده اهل ایران بود. وی از خوانندگان صاحب نام راک ایرانی بود که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد. آنچه او را از دیگر خوانندگان هم نسلش متمایز میکرد، خواندن ترانه های اجتماعی است که در آثار موسیقی او متبلور شده است. امید است این انتخاب موسیقی، رضایت شما را جلب نماید.
Best Of Farhad Mehrad
آهنگ فرهاد مهراد خواب در بیداری
می اندیشم که شاید خواب بوده ام می اندیشم که شاید خواب دیده ام خواب بوده ام
خواب بوده ام اما همه چیز یکسان است و با این حال نیست
عصر چارشنبهی من! عصر خوشبختی ما! فصل گندیدن من! فصل جونسختی ما! روز پنجشنبه اومد مث سقائک پیر، رو نوکاش یه چیکه آب گف به من بگیر، بگیر! جمعه حرف تازهئی برام نداشت، هر چی بود، پیشتر از اینها گفتهبود!
نه هرگز,هرگز هیچکس چنین خطری را به چنان خاطره ای تاب نیاورد از آنکه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آنها می افزاید صد چندان بر زشتی آنها می افزاید
توی قابِ خیسِ این پنجره ها؛ عکسی از جمعهی غمگین می بینم… چه سیاهه به تنش؛ رختِ عزا… توو چشاش؛ ابرای سنگین می بینم… داره از ابرِ سیاه؛ خون می چکه… جمعه ها؛ خون جای بارون می چکه
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد به شهر آواز خواهم داد بده … بدبد … چه پیوندی چه پیمانی کرک جان! خوب می خوانی خوشا با خود نشستن نرم نرمک اشکی افشاندن
♫♫ هرچند ز کار خود خبر دار نیم بیهوده تماشاگر گلزار نیم در حاشیه ی کتاب بی کار نیم اگر چه در کار نیم امروز در این شهر چو من یاری نی آورده به بازار و خریداری نی آنکس که خریدار بدو رایم نی وانکس که بدو رای خریدارم نی
خسته ام ، از همه خسته از دنیا آسمان بشنو از قلب من این صدا ای زندگی بیزار از توام بیگانه ام با سیمای تو دیوانه دنیای تو در هم مشکن زنجیر مرا بهتر که شوم رسوا رفتم که دگر با دست شما پنهان شوم از چشم دنیا خسته ام از همه خسته از دنیا
تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن یک سقف پابرجا محکمتر از آهن سقفی که تن پوش هراس ما باشه تو سردی شب ها لباس ما باشه سقفی اندازه ی قلب من و تو واسه لمس تپش دلواپسی برای شرم لطیف آینه ها واسه پیچیدن بوی اطلسی
زردها بیهوده قرمز نشدند قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست گرده روشنی مرده برفی همه کارش آشوب بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار زردها بیهوده قرمز نشدند قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست گرده روشنی مرده برفی همه کارش آشوب