دل بريدم از تمام زندگي در تو گم گشتم به نام زندگي با تو بودن شد برايم هر نفس معني ناب کلام زندگي اوج خواهش هاي تو اما کشيد عاقبت ما را به کام زندگي به نام زندگانی حرامم شد جوانی
نوش دارويم بمان تلخي نکن تا ننوشم زهر جام زندگي معني هر دل بريدن مرگ بود تو نبودي التيام زندگي به نام زندگانی حرامم شد جوانی با تولد رنج ما آغاز شد رنج افتادن به دام زندگي با تو بودن شد برايم هر نفس معني ناب کلام زندگي موج خواهش های تو اما کشید عاشقبت ما را به کام زندگی به نام زندگانی حرامم شد جوانی
ای همصدای دیروز و فردا عاشقتر از ما کی میشه پیدا وقتی تو باشی هر لحظه با من فرقی نداره اینجا و اونجا
ای همصدای دیروز و فردا عاشقتر از ما کی میشه پیدا وقتی تو باشی هر لحظه با من فرقی نداره اینجا و اونجا
ای همیشه ناجی من مرهمی بر زخم این تن سخته بی تو زنده بودن این روزها که عاشقی هم دیگه از یاد رفته کم کم با تو عاشق با تو خوبم با تو روز بی غروبم ای همصدای دیروز و فردا عاشقتر از ما کی میشه پیدا وقتی تو باشی هر لحظه با من فرقی نداره اینجا و اونجا
نه به ابر نه به آب نه به این آبی ارام بلند من مناجات درختان را هنگام سحر نفس پاک شقایق را در دامن کوه رقص عطره گل یخ را با باد همه را می بینم می شنوم من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم
به تو می اندیشم ای سرا پا همه خوبی تکو تنها به تو می اندیشم به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هرحال که باشم به تو می اندیشم به تو می اندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان تو بمان با من تنها تو بمان تو بدان این را تنها تو بدان تو بمان با من تنها تو بمان به تو می اندیشم به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تکو تنها به تو می اندیشم به تو می اندیشم
جایه مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب من فدایه تو به جای همه گل ها تو بخند من همین 1 نفس از جرعه ی جانم باقی ست آخرین جرعه این جامه تهی را تو بنوش پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ی ابرو هوا را تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان به تو می اندیشم به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم به تو می اندیشم به تو می اندیشم به تو می اندیشم
پشت درو ننداختی ننه با خوب و بدم ساختی ننه سرم رو بگیر تو دامنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت
دنیا رو می خواستی برام عمرتو گذاشتی به پام عشق تو فقط زیارت نماز بود و عبادت نماز بود و عبادت … حرف و حدیثت منم عاشق گیست منم سفیده مثل برفه راس راسی خیلی حرفه راس راسی خیلی حرفه … پشت درو ننداختی ننه با خوب و بدم ساختی ننه سرمو بگیر تو دامنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت
به انتظار دیدنم نشستی چفت درو به عشق من نبستی نشستی هی خدا خدا می کنی اسم منو همش صدا می کنه دنیا رو می خواستی برام عمرتو گذاشتی به پام عشق تو فقط زیارت نماز بود و عبادت نماز بود و عبادت … حرف و حدیثت منم عاشق گیست منم سفیده مثل برفه راس راسی خیلی حرفه
پرنده قشنگی بود و پر زد رفیق روز تنگی بود و پر زد خیال کردم دلش دنبال عشقه پی خوش آب و رنگی بود و پر زد
اگه سکه دو رو داره اسیر دست بازاره نه عشقی داره تو کارش نه مهری داره بازارش تو که سکه نبودی یار بودی به ظاهر عاشق و غمخوار بودی منو گمراه کردی وای بر من تو هم افسونگر و مکار بودی
خیال کردم که تو فصل بهارم بها ر و یار و قلب بی قرارم خیال کردم که تو قلب بهشتم از این بهتر نمیشه سرنوشتم پرنده رفت و پژمرد و دل مرد پرنده رفت و عشق رو با خودش برد
چطور پنهون می کردی از من اون روتو چطور پنهون می کردی عطر گیسوتو منی که عطر گیسوتو به یک دنیا نمیدادم چی شد من عاقبت از چشم مشتاق تو افتادم