امان از راه بی عابر امان از شهر بی شاعر امان از روز بی روزن امان از این همه ره رهزن امان از باد بی باده امان از سرو افتاده امان از تیغ بی دردان به جای بوسه بر گردن امان از سایه ی بیسر بر این درگاه درد اور امان از ناتمام تو امان از ناتمام من امان از روز بی رویا امان از شام مرگ اور امان از جای صد دشنه می ان چین پیراهن امان از شعله ی اخر هجوم باد و خاکستر که از پروانه ی پر پر اجاق شب نشد روشن امان از باد بی باده امان از سرو افتاده امان از تیغ بی دردان به جای بوسه بر گردن امان از روز بی رویا امان از شام مرگ اور امان از جای صد دشنه می ان چین پیراهن ببار ای خوب دیروزی بر این بازار خود سوزی که این غم خانه ی بی می ندارد اب مرد افکن برقصانم غزل بانو بچرخانم غزل بانو می ان گفتن و خفتن می ان ماندن و رفتن
خدایم آه ای خدایم آه ای خدایم صدایت میزنم بشنو صدایم شکنجه گاه این دنیاست جایم به جرم زندگی این شد سزایم آه ای خدایم بشنو صدایم مرا بگذار با این ماجرایم نمی پرسم چرا این شد سزایم آه ای خدایم بشنو صدایم گلویم مانده از فریاد و فریاد ندارد کز غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده سوگند به گل های به خون غلتیده سوگند به مادر سوگوار جاودانه که داغ نوجوانان دیده سوگند خدایا حادثه در انتظار است به هر سو باد وحشی درگذار است به فکر قتل عام لاله ها باش که خواب گل به گل کابوس خار است خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت میزنم با گریه هایم صدایت میزنم بشنو صدایم الهی در شب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجان مگردان الهی کیفرم را میپذیرم که از تو ذات خود را پس بگیرم کمک کن تا که با ناحق نسازم برای عشق و آزادی بمیرم خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت میزنم با گریه هایم صدایت میزنم بشنو صدایم
ما امروز برای شما عزیزان در سایت محبوب نور آهنگ برترین آهنگ های غمگین داریوش را قرار داده ایم. داریوش اقبالی که با نام داریوش و با لقب سلطان صدا نیز شناخته میشود، خواننده، آهنگساز و بازیگر آمریکایی ایرانی است که در سبک موسیقی پاپ و راک فعالیت می کند. امیدواریم لحظات احساسی را با این آهنگ های زیبای غمگین سپری کنید.
ببار ای خوب دیروزی بر این بازار خود سوزی که این غم خانه ی بی می ندارد اب مرد افکن برقصانم غزل بانو بچرخانم غزل بانو می ان گفتن و خفتن می ان ماندن و رفتن
عجب اشفته بازاری است دنیا عجب بیهوده تکراری است دنیا می ان انچه باید باشد و نیست عجب فرسوده دیواری است دنیا عجب دریای طوفانی است دنیا عجب خواب پریشانی است دنیا عجب یار وفاداری است دنیا
کوچه ها و خونه ها ، محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان کوچه ها و خونه ها ، محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست همگریز غربتم زاد گاه من کجاست
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را می پویند مبادا شعله ای در ان نهان باشد روزگار غریبی است نازنین روزگار غریبی است نازنین و عشق را کنار تیرک راه وند تازیانه می زنند
هزارون ساله گم کرده کلیده بیا با قلبامون رستم بسازیم که اون که دشمن دیو سفیده بیا گلخونه کن ویرونه ها رو که قمری جای زاغا رو بگیره نمی خوام گلدونه مادربزرگم رو طاقچه از بوی غربت بمی ره
چه اغازی چه انجامی چه باید بود و باید شد در این گرداب وحشت زا چه امی دی چه پیغامی کدامی ن قصه شیرین برای کودک فردا زمی ن از غصه می می رد پر از باد زمستانی
شعور شعر نا پیدا در این مرداب انسانی همه جا سایه وحشت همه جا چکمه قدرت گلوی هر فناری را بریدند از سر نفرت
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل مثال تیغ گل زردم یه شعر خسته ی پر دردم ببین که قایق امی دم نشسته بی تو به گل
آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از عالم و آدم گله دارم آهای مردم دنیا اهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
کهن ديارا ديار يارا دل از تو کندم ولي ندانم که گر گريزم کجا گريزم وگر بمانم کجا بمانم کهن ديارا ديار يارا دل از تو کندم ولي ندانم که گر گريزم کجا گريزم وگر بمانم کجا بمانم
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد، کاری بکن غیر گریه مگه کاری می شه کرد کاری از ما نمیاد، زاری بکن اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد هرچی دریا رو زمین داره خدا با تموم ابرای آسمونا کاشکی می داد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد قصه گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن حالا باید سر رو زانوم بذارم تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیشکی مث من غم نداره مث من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه چرا چشمم اشکشو کم میاره خورشید روشن ما رو دزدیدن زیر اون ابرای سنگین کشیدن همه جا رنگ سیاه ماتمه فرصت موندنمون خیلی کمه اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد سرنوشت چشاش کوره، نمی بینه زخم خنجرش میمونه تو سینه لب بسته، سینه غرق به خون قصه موندن آدم همینه اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد