آنها که به سر در طلب کعبه دویدند چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند رفتند رفتن ددر آن خانه که بینند خدا را بسیار بجستند خدا را ندیدند چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف
ناگاه ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند
کی خانه پرستان کی خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند
دانلود آهنگ وقت آن شد داریوش و فرامرز اصلانی و رامش (با کیفیت اصلی ، با متن ترانه و پخش آنلاین)
دانلود آهنگ وقت آن شدداریوش و فرامرز اصلانی و رامش از آلبوم معشوق همینجاست: رومیبا متن موزیک با کیفیت اصلی 320 با فرمت Mp3 از صدا های جاودان موسیقی ایران زمین در رسانه نور آهنگ
Download Music :Ramesh and Dariush and Faramarz Aslani – The Moment Is Here
پخش آنلاین آهنگ وقت آن شداز داریوش و فرامرز اصلانی و رامش
دانلود آهنگ تو نه چنانی که منم داریوش و فرامرز اصلانی و رامش (با کیفیت اصلی ، با متن ترانه و پخش آنلاین)
دانلود آهنگ تو نه چنانی که منمداریوش و فرامرز اصلانی و رامش از آلبوم معشوق همینجاست: رومیبا متن موزیک با کیفیت اصلی 320 با فرمت Mp3 از اسطوره های موسیقی کشور عزیزمان در رسانه نور آهنگ
Download Music :Ramesh and Dariush and Faramarz Aslani – To Na Chenani Ke Manam
پخش آنلاین آهنگ تو نه چنانی که منماز داریوش و فرامرز اصلانی و رامش
دانلود آهنگ در این عشق بمیرید داریوش و فرامرز اصلانی و رامش (با کیفیت اصلی ، با متن ترانه و پخش آنلاین)
دانلود آهنگ در این عشق بمیریدداریوش و فرامرز اصلانی و رامش از آلبوم معشوق همینجاست: رومیبا متن موزیک با کیفیت اصلی 320 با فرمت Mp3 از خواننده های مشهور ایران زمین در رسانه نور آهنگ
Download Music :Ramesh and Dariush and Faramarz Aslani – Die In This Love
پخش آنلاین آهنگ در این عشق بمیریداز داریوش و فرامرز اصلانی و رامش
متن آهنگ داریوش و فرامرز اصلانی و رامش به نام در این عشق بمیرید
بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید . همه روح پذیرید بمیرید . بمیرید . وز این مرگ مترسید کر این خاک برآیید . سماوات بگیرید یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید . همه روح پذیرید بمیرید… مرگ را دانم ولی تا کوی دوست راهی ار نزدیکتر داری بگو بمیرید… بمیرید . بمیرید . وز این ابر برآیید چو زین ابر برآیید . همه بدر منیرید بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید . همه روح پذیرید بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید بمیرید… ما ز بالاییم و بالا میرویم ما ز دریاییم و دریا میرویم ما از اینجا و آنجا نیستیم ما ز بیجاییم و بیجا میرویم کشتی نوحیم در طوفان روح لاجرم بی دست و بی پا میرویم همچو موج از خود برآوردیم سر باز هم در خود تماشا میرویم اختر ما نیست در دور قمر لاجرم فوق ثریا میرویم ما ز بالاییم و بالامیرویم…
دانلود آهنگ معشوق همینجاست داریوش و فرامرز اصلانی و رامش (با کیفیت اصلی ، با متن ترانه و پخش آنلاین)
دانلود آهنگ معشوق همینجاستداریوش و فرامرز اصلانی و رامش از آلبوم معشوق همینجاست: رومیبا متن موزیک با کیفیت اصلی 320 با فرمت Mp3 از اسطوره های موسیقی ایران در رسانه نور آهنگ
Download Music :Ramesh and Dariush and Faramarz Aslani – Mashogh Haminjast
پخش آنلاین آهنگ معشوق همینجاستاز داریوش و فرامرز اصلانی و رامش
امروز پلی لیست داریوش را با بالاترین کیفیت در سایت بزرگ نور آهنگ تقدیمتان میشود. داریوش اقبالی زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ که با نام داریوش شناخته میشود، خواننده، آهنگساز و بازیگر ایرانی است که در سبک موسیقی پاپ و راک فعالیت میکند. امید داریم با شنیدن این آثار باشکوه لحظات نابی را سپری کنید.
باری اگر روزی کسی از من بپرسد چندی که در روی زمین بودی چه کردی من می گشایم پیش رویش دفترم را گریان و خندان برمیفرازم سرم را آنگاه میگویم که بذری نو فشاندست تا بشکفد، تا بردهد بسیار ماندست در زیر این نیلی سپهر بی کرانه چندان که یارا داشتم در هر ترانه نام بلند عشق را تکرار کردم با این صدای خسته شاید خفته ای را در چارسوی این جهان بیدار کردم من مهربانی را ستودم من با بدی پیکار کردم پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم مرگ قناری در قفس را غصه خوردم وز غصه مردم، شبی صد بار مُردم شرمنده از خود نیستم گر چون مسیحا آنجا که فریاد از جگر باید کشیدن من با صبوری بر جگر دندان فشردم اما اگر پیکار با نابخردان را شمشیر باید می گرفتم بر من نگیرید، من به راه مهر رفتم در چشم من شمشیر در مشت یعنی یعنی کسی را میتوان کشت در راه باریکی که از آن می گذشتم تاریکی بی دانشی بیداد می کرد ایمان به انسان، شب چراغ راه من بود شمشیر، دست اهرمن بود تنها سلاح من در این میدان، سخن بود شعرم اگر در خاطری آتش نیفروخت اما دلم چون چوب تر از هر دو سر سوخت سبرگی از این دفتر بخوان شاید بگویی آیا که از این می تواند بیشتر سوخت شب های بی پایان، نخفتم پیغام انسان را به انسان بازگفتم حرفم نسیمی از دیار آشتی بود در خارزار دشمنی ها شاید که طوفانی گران بایست می بود تا برکند بنیان این اهریمنی ها پیران پیش از ما نصیحت وار گفتند دیر است، دیر است، تاریکیِ روحِ زمین را نیروی صد چون ما ندایی در کویر است نوحی دگر می باید و طوفان دیگر دنیای دیگر ساخت باید وز نو در آن انسان دیگر اما هنوز این مرد تنهای شکیبا با کوله بار شوق خود ره میسپارد تا از دل این تیرگی نوری برآرد در هر کناری شمع شعری می گذارد اعجاز انسان را هنوز امید دارد اعجاز انسان را هنوز امید دارد